بسم الله
خدایا،
امشب چه بگویم!؟ جز مهربانیهایت!؟ جز بخشندگیات!؟ جز رحمت رحیمانهات!؟
آنها را هم نمیتوانم! از بس که بزرگی. آن قدر بزرگ که من کوچک را هم
میبینی! میخواهم امشب بروم و مقابل ضریح بایستم و زیارت مادر امامم را بخوانم! و قسم دهم مولایم را به مادرش که فردا جمعه است، که بیاید...

یا
ممتحنه امتحنک اللَّه الذى خلقک قبل ان یخلقک، فوجدک لما امتحنک صابره، و
زعمنا انَّا لک اولیاء و مصدِّقون، و صابرون لکلِّ ما اتانا به ابوک صلى
اللَّه علیه و اله، و اتى به وصیُّه، فانَّا نسئلک ان کنَّا صدَّقناک، الا
الحقتنا بتصدیقنا لهما، لنبشر انفسنا بانَّا قد طهرنا بولایتک. و مستحب است نیز آنکه بگوید:
السَّلام علیک یا بنت رسول اللَّه، السَّلام علیک یا بنت نبى اللَّه،
السَّلام علیک یا بنت حبیب اللَّه، السَّلام علیک یا بنت خلیل اللَّه،
السَّلام علیک یا بنت صفى اللَّه، السَّلام علیک یا یا بنت امین اللَّه،
السَّلام علیک یا بنت خیر خلق اللَّه، السَّلام علیک یا بنت افضل انبیاء
اللَّه و رسله و ملائکته، السَّلام علیک یا بنت خیر البریه، السَّلام علیک
یا سیده نساء العالمین من الاولین والاخرین، السَّلام علیک یا زوجه ولى
اللَّه و خیر الخلق بعد رسول اللَّه، السَّلام علیک یا امَّ الحسن و
الحسین سیدى شباب اهل الجنه، السَّلام علیک ایَّتها الصدیقه الشَّهیده،
السَّلام علیک ایتها الرَّضیه المرضیَّه، السَّلام علیک ایتها الفاضله
الزکیه، السَّلام علیک ایتها الحوراء الانسیَّه، السَّلام علیک ایتها
التَّقِیَّهُ النَّقِیَّه، السَّلام علیک ایَّتها المحدَّثه العلیمه،
السَّلام علیک ایتها المظلومه المغصوبه، السَّلام علیک ایَّتها المضطهده
المقهوره، السَّلام علیک یا فاطمه بنت رسول اللَّه و رحمه اللَّه و
برکاته، صلى اللَّه علیک و على روحک و بدنک، اشهد انک مضیت على بینه من
ربک، و ان من سرک فقد سر رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من جفاک
فقد جفا رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من اذاک فقد اذى رسول
اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من وصلک فقد وصل رسول اللَّه صلى اللَّه
علیه و اله، و من قطعت فقد قطع رسول اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، لانک
بضعه منه و روحه الذى بین جنبیه، کما قال صلى اللَّه علیه و اله، اشهد
اللَّه و رسله و ملائکته انى راض عمن رضیت عنه، ساخط على من سخطت علیه،
متبرء ممن تبرئت منه، موال لمن والیت، معاد لمن عادیت، مبغض لمن ابغضت، محب
لمن احببت، و کفى باللَّه شهیدا و حسیبا و جازیا و مثیبا. پس صلوات مى فرستى بر حضرت رسول و ائمه اطهار علیهم السلام.
بسمـالله
من باب اینکه این
چند وقت، خیلی با رفخا در مورد موسیقی بحث میکنم، ذکر چند مورد لازم هست
که کاملا نظر شخصی ست و در آن حتما نقص وجود دارد و کمک شما را میطلبد:
۱.
اگر بخواهیم در مورد موسیقی صحبت کنیم، باید ببینیم که آیا مطلق موسیقی بد
هست یا نه!؟ معمولا وقتی ضرری برای موسیقی میگویند اینست که تاثیر
نامبارکی بر روح انسان میگذارد. از آن طرف عدهای هم میگویند که
نمیگذارد. برای رسیدن به جواب باید «روح» انسان خوب شناخته شود! شناختن
روح از ما بر نمیآید! این را فقط باید از رفتار و کلام معصوم فهمید. در
حین بحثم با یک طلبه، این مطلب برداشت شد: کلیدی وجود دارد مبنی بر اینکه
اگر کاری برای کمال ما انسانها مفید بود، پیامبران و ائمه انجام میدادند!
آنچه مشاهده میکنیم اینست که هیچ پیامبر و امامی موسیقی گوش نمیدادند
حتا موسیقی حلال. شاید بگویید که اگر انجام نمیدادند دلیل بر مخالفتشان با
موسیقی نبوده است! ولی باید در نظر داشته باشید که ما برای رسیدن به کمال
باید همان کاری را کنیم که پیامبران و ائمه انجام دادند. یا مثلا بگویید
مانعی برای کمال نیست که من میگویم هست! چرا که همین قدر وقت شما را در
راه رسیدن به کمال و هدف الاهی بگیرد، نوعی سرعت گیر و مانع حساب میشود.
مگر شما چقدر وقت دارید که مثلا روزی یک ساعت موسیقی گوش دهید! این را هم
اضافه کنید که یک حدیث از امام صادق برایم آوردند با این مضمون: کسی که به
موسیقی حلال هم گوش دهد، صدای آواز بهشتی را نمیشنود.
۲. تاثیر
بدی که موسیقی روی انسان میگذارد اینست که گویا انسان را معتاد میکند!
انسان هر لحظه میخواهد گوش دهد! در حالی که این اشتیاق را برای چیزهای
دیگر ندارد. پیش آمده که میخواد کاری را انجام دهد اما باید چند دقیقه
قبلش موسیقی مورد علاقه خود را بشنود تا کمی از کسالتش کم بشود! چرا باید
این چنین باشد!؟ در حالی که میبینیم اولیای خدا برای انرژی گرفتن انجام
دادن عمل، قبل از آن، یاد خدا میکنند؛ مثلا دعایی که مورد علاقهشان هست
را میخوانند یا دو رکعت نماز! در حالی که میبینیم معمولا ما یک دعای سه
خطی را که بسیار معنی دار و خوش آهنگ است با یک تراک موسیقی عوض میکنیم!
واقعا ضرر نکردهایم!؟
۳. یکی از ملاکهایی که برای شناخت موسیقی
حلال یا حرام دادهاند اینست که انسان را به وجد و طرب بیاورد! قبول! اما
دو انسان را در نظر بگیرید که اولی چون زیاد موسیقی گوش نداده تا فلان تراک
را برایش پخش کنند، حکم حرمت برایش روشن میشود! اما اگر همین تراک و یا
حتا آهنگی به نهایت سنگینی و طرب آورندگی را برای دیگر پخش کنند، انگار
نه انگار! قبول، برای این آدم حرام نیست! اما بالاخره روی روحش تاثیر
میگذارد! انسانی را در نظر بگیرید که با یک زخم ساده، بدنش ضعیف میشود در
حالی که دیگری اگر زخمی عمیق بردارد باز هم به کار روزانه خود ادامه
میدهد! اما این چیزی از عوارض بد زخم کم نمیکند!
۴. یک مطلب از
آن طرف وجود دارد! ظاهرا، برادر علامه طباطبایی –مفسر بزرگ قرآن- کتابی در
مورد موسیقی مینویسند اما بعدش آن را میسوزانند! علت را میپرسند، جواب
میدهند که ممکن است از این کتاب سوء استفاده شود! یعنی بهانه و دست آویزی
بشود برای استفاده نادرست از موسیقی!
۵. افرادی میگویند که خدا هم
موسیقی را در طبیعت آورده است! اما آیا به نظر شما موسیقی موجود در طبیعت
با موسیقی ساخت بشر تفاوت ندارد!؟ در مورد این مسائل انسان هر وقت که دست
به ابداعی زده، مشکل دیگری بوجود آورده مثل همین عرفانها و مذهبهای
نوساخته! شما هر وقت که به موسیقی موجود در طبیعت گوش میدهی، به یاد خدا
میافتی –که این بستگی به پاکی قلب دارد-! در حالی که من ندیدم کسی بعد از
گوش دادن یک موسیقی، ایمانش به خدا بیشتر شود یا میزان توکلش بر خدا افزایش
بیابد!
۶. ملاک حرمت یک موسیقی فقط مطرب بودن آن نیست که بنابر فتوای مراجع حتا اگر انسان را به گریه بیاندازد، حکم حرمت بر آن صدق میکند!
۷.
شنیدهام و ایضا اضافه کنید تجربه کردنش را که موسیقی آرامش میدهد! اما
این آرامش همچون مسکنی ست که در برابر مشکلات مصرف میکنیم به جای اینکه با
آنها مبارزه کنیم! این باعث میشود بعد از پایان یافتن موسیقی شنیدنمان،
دوباره با مشکلات رو به رو شویم تازه اگر به خاطر گذشت زمان آن مشکلات
بزرگتر نشده باشند! در راه کمال انسان رنج میبیند: یا ایها الانسان، انک
کادح الی ربک کدحا فملاقیه (فصل انشقاق، فراز ششم)
نتیجه
گیری: مهمترین ملاکی که دست ما وجود دارد همان کلیدی ست که آن طلبه داد!
راه و روش انبیا، ما را به کمال میرساند؛ نه چیز دیگر! اگر کمی با خود
خلوت کنیم میبینیم که الان میتوانستیم به خیلی از کمالات برسیم که به
خاطر چیزهایی نرسیدهایم و عقب ماندهایم، مثلا موسیقی گوش دادهایم!